علی(ع) مظهر پیروزی در شکست است. ما همیشه پیروزی را در پیروزی میشناسیم؛ ولی علی(ع) درس بزرگی به ما داد و آن درس پیروزی در شکست است

برچسبها: نکتهها و اشارات, علی, شریعتی, شکست, پیروزی
علی(ع) مظهر پیروزی در شکست است. ما همیشه پیروزی را در پیروزی میشناسیم؛ ولی علی(ع) درس بزرگی به ما داد و آن درس پیروزی در شکست است

آوردهاند که زاغی کبگی را دید که میرفت. خرامیدن او در چشم او خوش آمد و از تناسب حرکات و چُستی اطراف او آرزو برد، چه طباع را بابواب محاسن التفاتی تمام باشد و هرآینه آن را جویان باشند.
به ادامهی مطلب بروید...
«همه باید برای دست یافتن به آرمانهای بزرگی که رئیسجمهور و همکاران وی در دولت، متعهد و مسئول تحقق آنند، به آنان کمک و با آنان همکاری صمیمانه کنند.» قسمتی از بیانات رهبر معظم انقلاب به مناسبت برگزاری پُرشور یازدهمین انتخابات ریاستجمهوری.
کسی که کاندیدایش رأی نمیآورد، آزرده خاطر میشود و این طبیعی است؛ اما چیزی که این تلخی و مرارت را به کام همگان شیرین میسازد، تمکین همهی رقبا به قانون و سر تعظیم فرود آوردن در قبال ارادهی ملت است. انصاف و اخلاقیکه متأسفانه در جریان انتخابات 88 و در جریان فتنهی آمریکایی صهیونیستی، فراموش شد و با زیر سؤال بردن سلامت انتخابات، عجیب حلاوت حماسهی حضور مردم در انتخابات آن سال را در مذاقمان تلخ کرد و بابت قانونشکنی و قانونگریزی خواسته و ناخواستهی مسببین آن، تاوان سنگینی پرداختیم.[1]
امروز، پیام تبریک رقبای دیروز به فرد پیروز، نوید روشنی است از تبدیل رقابت به رفاقت و همدلی و قانونگرایی در سال حماسهی سیاسی و به فضل خدا برداشتن گامهایی استوار جهت خلق حماسهای دیگر در عرصهی اقتصادی. بر خود واجب میدانم به عنوان کوچکترین و کمترین فرد در جامعهی وبلاگنویسان، اقدام به حذف برخی از مطالب وبلاگم[2] که امکان دارد بدون ذکر تاریخ نگارش آنها مورد سوءاستفاده افراد مقرض قرارگیرد و سر از سایتهای ضدانقلاب درآورد، بنمایم. البته اصل آن انتقادها همچنان به قوت خود باقی است، لیکن چشم امید به آینده داریم تا آقای روحانی با عملکرد خود، منتقدان خود را نیز مجاب نماید. انشاءالله.
نیز جا دارد از دوستان و علاقمندان به «داستانوداستاننویسی» به خاطر سیاسی شدن وبلاگ در این ایام عذرخواهی کرده[3] و اگر باعث رنجش خاطرشان شدم، حلالیت بطلبم. به یاری خدا سعی میکنم مباحث مربوط به «داستانوداستاننویسی» به خصوص نگارش «حکایات آموزنده» را با جدیتی مضاعف پیش ببرم.
[1] مسببین فتنه 88 و شبههآفرینان سلامت انتخابات در ایران، باید به این سؤال اساسی پاسخ دهند که آیا روند برگزاری یا دولت برگزارکننده انتخابات سال 88 و نیز شورای محترم نگهبان تفاوتی با سال 92 کرده است؟
[2] هر چند اکثر آنها در قالب طنز نگاشته شده بود.
[3] هر چند معتقدم نویسنده نمیتواند نسبت به مسائل سیاسی بیتفاوت باشد، به شرط آنکه سیاستزده نشود.
به گزارش یزدرسا، مرد خاکستری اصلاحات که در فتنههای اخیر نقش کلیدی و محوری، اما پنهان و ناپیدا را بر عهده داشته است در اظهاراتی کاملا منطبق بر ادبیات رسانههای ضد انقلاب گفته بود که با شرکت در انتخابات به هر قیمت و به هر حال مخالف است، ظهر امروز در روستای نفت چال بایلسر رأی خود را به صندوق انداخت.
رأی موسوی خوئینیها به دور از چشم تمامی رسانهها نشان از آن دارد که وی با رویکردی دوگانه نه تنها سعی در سواری گرفتن از جنازهی اصلاحات را دارد؛ بلکه با این عمل به تمامی ادعاهایی که درباره فتنه ۸۸ و عدم مشروعیت نظام داشته خط بطانی کشید.
لینک مطلب: http://www.yazdrasa.ir/news
لَهُ مُعَقِّبَٰتٌ مِّنۢ بَيْنِ يَدَيْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ يَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّيٰ يُغَيِّرُوا۟ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَإِذَآ أَرَادَ اللَّهُ بِقَوْمٍ سُوٓءًا فَلَا مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ.
براي او فرشتگاني است كه پي در پي او را به فرمان خدا از پيش رو و از پشت سرش
پاسداري ميكنند در حقيقت خدا حال قومي را تغيير نميدهد تا آنان حال خود را تغيير
دهند و چون خدا براي قومي آسيبي بخواهد هيچ برگشتي براي آن نيست و غير از او
حمايتگري براي آنان نخواهد بود.
شب گذشته تجمع غیرقانونی هواداران حسن روحانی با ریختن در خیابان و رقص و پایکوبی و سر دادن شعارهای ساختارشکنانه و صدالبته آشنایی از جمله «بنفشیم، بنفشیم؛ همان جنبش سبزیم»، «اگه تقلب نشه؛ روحانی اول میشه»، «اگه تقلب بشه؛ ایران قیامت میشه»، «زندانی سیاسی آزا باید گردد» و... در میدان نعل اسبی(فرهنگ) و میدان اطلسی یزد خاطرات تلخ سال 88 را مجدداً در اذهان عموم مردم زنده کردند..
در پاسخ به این حرکات فتنهجویانه باید گفت زهی خیال باطل. امت حزبالله هرگز مجال تکرار یا بازپخش سناریوی صهیونیستی فتنهی 88 را نخواهدداد. یقیناً آقازادههای لندننشین در مواجهه با سونامی عظیم سعید جلیلی در سدد کلید زدن شُبهه در انتخابات هستند؛ اما به فضل الهی و با هشیاری امت حزبالله، اینبار نیز آرزوی آن را به گور خواهند برد. شاید بد نباشد بار دیگر 9 دی را به یادشان بیاویم.


استقبال تاریخی تهرانیها از مردم مقاومت، چهارشنبه 22/3/92 ورزشگاه شهید حیدرنیا
مردم غيور و انقلابي تهران در آخرين ساعات تبليغات انتخابات رياستجمهوري با حضور پرشور و كمنظير خود در حمايت از دکتر سعید جلیلی نشان دادند كه مرد مقاومت ايران اسلامي را تنها نميگذارند.
برای دیدن عکسها به ادامه مطلب بروید...
خروج اضطراری محمدرضا عارف در مقابل سونامی عظیم سعید جلیلی
بالاخره آقای دکتر عارف، تسلیم فشارهای خودی شد و انصراف خود را از کاندیداتوری یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام نمود. وی که در نطقها و سخنرانیهای انتخاباتی خود مدام از سیدمحمد خاتمی خرج میکرد و هر روز بیشتر میکوشید خود را با میرحسین موسوی[1] یا حتی شخص خاتمی[2] شبیهسازی کند، در آخرین ساعات دوشنبه بیست خردادماه، در برابر ارادهی عالیجناب سایهنشین سر تسلیم فرود آورد و از ادامه رقابتها کنار رفت و دوباره به کنج عزلت و ساکتجای خویش بازگشت.
شکی نیست علت این انصراف مشاهدهی سونامی عظیمی است که آقای جلیلی و هواداران ایشان در سرتاسر ایران اسلامی به راه انداختهاند. جبههی اصلاحات ـ که به فضل خدا از حربهی تخریب چیزی عایدش نشده است ـ در مقابل این امواج خروشان، چارهای جز جمعآوری و متمرکز ساختن نیروهای خود نداشت. پس از بین آقای عارف و روحانی ـ که از ابتدا بیشتر مورد حمایت هاشمیرفسنجانی بودـ حکم به نفع حسن روحانی، جهت ماندن در رقابت و خداحافظی عارف صادر شد. اما بعید به نظر میرسد این خروج اضطراری بتواند کفهی ترازو را به نفع حسن روحانی سنگینتر کند.
پیوند روحانی ـ هاشمی تداعیکنندهی پیوند ناطقنوری ـ هاشمی در انتخابات سال 1376 است که طی آن عموم مردم[3] برای گفتن «نه» بزرگ به هاشمی و خاندانش، به سیدمحمد خاتمی متمایل و متوسل شدند.[4]
مضاف بر اینکه علیرغم تلاش گسترده برای تطهیر آقای روحانی از عقبنشینی هستهای، چهرهی سازشکار وی هنوز در اذهان عمومی مقبولیت چندانی نیافته است.
برخی از اصلاحطلبان نیز بر این باورند که حسن روحانی به دلیل داشتن روحیه امنیتی[5] نمیتواند نماینده شایستهای برای جریان اصلاحات باشد و از این میترسند که بر فرض انتخاب شدن، به سبک و سیاق فضای بسته سیاسی ـ فرهنگی در دوران به اصطلاح سازندگی عرصه را بیش از پیش بر ایشان تنگ کند.[6]
عدم تن در دادن روحانی به ائتلاف سیاسی با عارف و کمتر اشاره کردن وی به جریان اصلاحات در مناظرهها و سخنرانیهایش ـ نسبت به عارف که به دفاع تمام قد از این جریان آمده بود ـ این بدبینیها را افزایش داده است.
در هر صورت اگر چه طبیعی است رأی مریدان و طرفداران سیدمحمد خاتمی به سمت صندوق رأی حسن روحانی گرایش پیدا کند؛ اما این جریان بخش دیگری از آراء اصلاحطلبان را یعنی کسانیکه به واسطهی شخصیت خود آقای عارف وی را انتخاب کرده بودند، به شدت از دست خواهد داد.
[1] در اکثر پوسترهای تبلیغاتی آقای عارف، چهرهی خندان خاتمی در پس زمینه به چشم میخورد که یادآور پوسترهای تبلیغاتی میرحسین موسوی است
[2] جناب عارف به خیال خود میخواست دوم خرداد دیگری را رغم بزند
[3] از جمله همین حقیر سراپا تقصیر
[4] هر چند بعدها مشاهده شد این ظاهر قضیه بوده و محمد خاتمی پیوند محکمتری با هاشمی داشته
[5] اظهارات صریح روحانی در جریان حوادث تیر ماه 1378 و حمله صریح به اوباش مسبب آن آشوبگری که هنوز از حافظهی تاریخی آنها پاک نشده است.
[6] لازم به تذکر است آقای روحانی عضو شورای مرکزی جامعه روحانیت است
آقای دکتر عارف، سکوت سیسالهی شما از چه نوعی است؟!
جناب آقای دکتر محمدرضا عارف در میتینگ انتخاباتی خود در اصفهان گفت: «آمدهام تا پس از سیسال سکوت فریاد شما باشم و مطالبات شما را پیگیری کنم.»
طبق اعتراف جنابش، با این حساب در چهارسالی که معاون اول ریاستجمهوری در دورهی دوم ریاست جمهوری سیدمحمد خاتمی[1] هم بوده، سکوت کرده! لطفاً سؤالات زیر را به دست جنابش رسانده تا جهت تنویر افکار عمومی به آنها پاسخ دهد. باشد که رفع ابهام شود.
1- آیا این سکوت از جنس «سکوت علامت رضاست» بوده؟
2- آیا این سکوت به دلیل اشکال یا ایراداتی در زبان یا تارهای صوتی ایشان بوده که اکنون رفع شده؟[2]
3- آیا این سکوت به خاطر پیدا نکردن «گوش شنوا» بوده؟
4- آیا این سکوت یعنی «جواب ابلهان خاموشی است»؟
5- آیا این سکوت ناشی از «روم برنمیومد خو گَف بزنم»[3] بوده؟
6- آیا این سکوت به خاطر مجال حرف نیافتن در محضر دوستان پُر حرف بوده؟
7- آیا این سکوت یعنی «سکوتم از رضایت نیست، دلم اهل شکایت نیست»؟[4]
8- آیا این سکوت به خاطر «زبان سرخ، سرِ سبز دهد بر باد» بوده؟
9- آیا این سکوت ناشی از «عشاق دلباخته معمولاً در سکوت بهسر میبرند» بوده؟[5]
باور کنید من هم میتوانیم![1]
عارف در اصفهان: آمدهام تا اصفهان را برای همیشه نصف جهان کنیم.
عارف در یزد: آمدهام تا یزد را یزد کنیم.
عارف در مشهد: آمدهام تا خراسان را خراسانی کنیم.
با کسب اجازه از نامبردهی فوق، این حقیر سراپا تقصیر نیز با کمی قدرت تخیل و تدبر جملاتی حکیمانه از خودم در کردم[2] که اگر قول بدهید در آینده به من رأی بدهید برایتان مینویسم.
من در یزد: آمدهام تا یزد را برای همیشه آن نصفهی دیگر جهان کنیم.
من در قُم: آمدهام تا صنعت سوهان را سوهانکاری کنیم.
من در اصفهان: آمدهام تا منار جنبان را دوباره جنبان کنیم.
من در رشت: آمدهام تا هوا را آفتابی کنیم.
من در زنجان: آمدهام تا زنجان را زنجانی کنیم.
من در بَم: آمدهام تا از بادمجان بم اعادهی حیثیت کنیم.
من در تهران: آمدهام تا در تهران آب و هوایی عوض کنیم.
من در رفسنجان: آمدهام تا پستهی رفسنجان را خندان کنیم.
من در زابل: آمدهام تا زابل را آمل یا بابل کنیم.[3]
من در کیش: آمدهام تا در کیش تجارت آزاد کنیم... نه، این یکی را دیگر نباید گفت. باید گذاشت تا وقتی خَر مراد از روی پُل گذشت، انجامش داد.
آقای عارف در صحبتهای تبلیغاتی خود مدام تأکید میکنند: من آمدهام تا جلوی رواج دروغ را بگیرم؛ چراکه دروغگو دشمن خداست!
یکی از بحثهای مطرح شده در سومین مناظره بین کاندیداهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری مربوط به وضعیت دانشجویان ستارهدار و برخوردهایی از این قبیل بود.

لطفاً برداشت خود را از عکس زیر بگویید:

1- یکی از بیشمار کالاهای فرهنگی تولید شده توسط هنرمند مورد حمایت آقایان عارف و روحانی روی پیشخوان فرهنگ دینیمان
2- دهنکجی آقای هنرمند به مبانی و ارزشهای انقلاباسلامی و اسلام ناب و فرهنگ دینی و هویت اسلامی و خون هزاران شهید و... بازم بگم؟
3- نمک خوردن و نمکدان شکستن آقای هنرمند که بر سر سفرهی انقلاباسلامی بزرگ شد و با کمک صداوسیمای جمهوریاسلامی بالوپَر گرفت و... پرررررررررررررررید.
4- عقدههای فروخوردهی آقای هنرمند برای ارائهی یک کار مشترک و باحال با خانم فائقهی آتشین (گوگوش)
5- بابا اینقدر بدبین نباشین... اینجوری هم میشه دید: پیوند موسیقی مبتذل و سَبُک لسآنجلس با موسیقی اصیل و سنتی ایران... پیوندشان مبارک!
قابل توجه آن دسته از کسانی که مدتی است به طرق مختلف چماق دوران سازندگی را بر ملاجمان میکوبند. قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با فرماندهان گردانهای عاشورای نیروی مقاومت بسیج، تیرماه 1371 :
«عبرتگیری از عاشورا این است که نگذاریم روح انقلاب در جامعه منزوی و فرزند انقلاب گوشهگیر شود. عدهای مسائل را اشتباه گرفتهاند. عدهای، سازندگی را با مادیگرایی، اشتباه گرفتهاند. سازندگی چیزی است، مادیگری چیز دیگری است. سازندگی یعنی کشور آباد شود، و طبقات محروم به نوایی برسند. سازندگی همان کاری بود که علیبن ابیطالب (ع) میکرد. آن بزرگوار با دست خودش نخلستان آباد میکرد، زمین احیا میکرد، درخت میکاشت، چاه میکند و آبیاری میکرد. این سازندگی است. دنیاطلبی و مادهطلبی کاری است که عبیداللهبنزیاد و یزید میکردند. چه وقت آنها چیزی را به وجود میآوردند و میساختند؟ آنها فانی میکردند، میخوردند و تجملات را زیاد میکردند. این دو تا را نباید با هم اشتباه کرد. امروز یک عده به نام سازندگی خودشان را غرق در پول و دنیا و مادهپرستی میکنند. آیا این سازندگی است؟»
عارف در سخنان پایانی خود در دومین مناظرهی انتخاباتی صداوسیما: یکی از عروسهای من آذربایجانی است، دیگری اصفهانی و یکی دیگر بیرجندی است و من اینجا مزیت تنوع فرهنگی را دیدم.
1- نتیجه اخلاقی: دَم مادرشوهرشون گرم
2- نتیجه فرهنگی: تجلی گفتگوی تمدنهای یک همشهری.
3- نتیجه ناسیونالیستی: اساساً یزدیها طلان.
4- نتیجه تاریخی: زهرا رهنورد در فتنهی 88 گفت خود من لُر هستم و موسوی هم بارها گفته من داماد لرستان هستم. بنابراین اهالی لرستان موسوی را نمیگذارند به آقای احمدی نژاد رأی بدهند.
5- نتیجه جغرافیایی: همهی ایران سرای من است.
6- نتیجه انتخاباتی: پس من رئیس جمهور میشم!
لطفاً به این عکس توجه کنید:

شاید نفر بعدی ما باشیم
برای شادی روحش صلوات
خب چیه؟! عیبی داره؟!... بعد از اولین مناظرهی کاندیداهای یازدهمین دوره ریاست جمهوری (به خصوص بخش جنجالی آخر آن) ما هم بالاخره از صداوسیمای عزیزمان چیزکی آموختیم. پس:
لطفاً برداشت خود را از عکس زیر بگویید.

الف: نشست و برخاست بعضیا با سران فتنه.[1]
ب: سیدمحمد خاتمی خیار رو به خاطر رنگ سبزش میخوره.
ج: اینارو ولش... کراوات طرف رو ایول...[2]
د: همهش فتوشاپه.
ایام رحلت آن پیر فرزانه، رهبر مستضعفان جهان، امام عزیزمان است. به همین خاطر مناسب دیدم شمارهی 16 مجلهی سروش نوجوان را که ویژه نامهای بود به مناسبت ارتحال امام خمینی (ره)، ورق بزنم و برخی از مطالب آن را برای شما عزیزان گلچین کنم.
این ویژهنامه در تیرماه 1368 چاپ شد. امیدوارم مورد پسندتان واقع شود.
محسن رضایی در گفتگوی ویژه خبری شبکه دو سیما (9/3/92)
«در این برنامهای که ما پیاده خواهیم کرد دولت و مردم سر جای خودشان قرار میگیرند الآن دولت آمده یک پایش روی صندلی خودش است یک پا هم گذاشته روی صندلی مردم، ما با احترام کامل پای دولت را برمیداریم روی صندلی خودش میگذاریم مردم هم روی صندلی خودشان اما روی یک میز و یک سفره، همه غذا خواهیم خورد.»

خب به سلامتی، یه سؤال: دولت اون آقاههس که... بیخیال. ولش کن. یه سؤال دیگه: اسم این غذایی که میخوایم با هم بخوریم چیه؟!
یه سؤال دیگه بپرسم؟ همهمون پشت میز جا میشیم؟!
آدمکهای چوبی
اینجا آدمکهای چوبی، با دروغهای شاخدار لاف آدمیت میزنند و با کلاه گشادی که بر سرت میگذارند، دروغشان را راست میکنند.[1] اینجا پینوکیوها، قبل از آنکه لو بروند دماغشان را عمل میکنند؛ و اسیر بندهای وسوسه، به دلخواه شیطان عمل میکنند. آنها از عاقبت «شیطنت در شهربازی» خبر ندارند؟![2]
[1] یعنی با کلاه گشادی که بر سرت میگذارند، شاخهایی را که در آوردهای، میپوشانند!
[2]یادتان که هست؟ در شهربازی پینوکیو تبدیل به خر میشود!
آقای عارف در برنامهی تبلیغاتی خود در گفتگوی ویژهی خبری شبکهی دو سیما، در پاسخ به سؤال مجری برنامه، به بیان دو مثال پرداخت تا میزان سعهی صدر و آستانه تحمل خود را بهتر نشان دهد. موافقید یکبار دیگر آن را مرور کنیم:
به ادامهی مطلب بروید...

بله، بله... عالیجنابان صحیح میفرمایند!
این هم نمونهای از کیک زرد[1] تولید شده در دورهی اصلاحات
نوش جان!
[1] كيك زرد يا Yellowcake كه بنام اورانيا (Urania) هم شناخته مي شود در واقع خاك معدني اورانيوم است كه پس از طي مراحل تصفيه و پردازشهاي لازم از سنگ معدني آن تهيه مي شود. تهيه اين ماده به منزله رسيدن به بخش مياني از مراحل مختلف تصفيه سنگ معدن اورانيوم است.

علیاکبر ولایتی ادعای هستهای حسن روحانی در برنامه گفتوگوی ویژه خبری شبکه دو سیما را رد کرد.
این نامزد انتخابات ریاستجمهوری یازدهم در نشست خبری امروز خود در فارس در پاسخ به سؤال خبرنگاری مبنی بر اینکه آیا ایران اسلامی در دورانی انرژی هستهای را تعلیق کرده است یا خیر، اظهار داشت: بله، دورهای تعلیق هستهای صورت گرفت و سانتریفیوژها متوقف شد؛ چرا که غربیها میگفتند شما غنیسازی هستهای را برای مدت کوتاهی متوقف و بعد از مذاکرات ادامه دهید که مقام معظم رهبری در مرداد سال 84 دستور دادند که غنیسازی از سرگرفته شود. چرا که این خواسته آنان که تنها برای مدت کوتاهی غنیسازی را متوقف کنیم، دروغ بود.
آقای روحانی! یادتان هست رهبر معظم انقلاب در مورد عقب نشيني هستهاي در دوران اصلاحات چه گفتند؟
«من همان وقت هم در جلسهی مسئولین ـ که از تلوزیون پخش شد ـ گفتم اگر چنانچه بخواهند به این روند مطالبهی پیدرپی ادامه بدهند، بنده خودم وارد میدان میشوم؛ همین کار را هم کردم. بنده گفتم که بایستی این روند عقبنشینی متوقف شود و تبدیل بشود به روند پیشروی، و اولین قدمش هم باید در همان دولتی انجام بگیرد که این عقبنشینی در آن انجام گرفتهبود؛ و همین کار هم شد. در زمان دولت قبل، اولین قدم به سمت پیشرفت برداشته شد؛ تصمیم گرفتهشد که کارخانهی یو.سی.اف اصفهان راهاندازی شود.» 13/10/86
واکنش پدر شهید احمدی روشن به اظهارات شب گذشته حسن روحانی
پدر شهيد احمدي روشن با بيان اينكه آقايان براي اهداف انتخاباتي از شهدا سوء استفاده ميكنند، اظهار داشت: مصطفی در آن زمان جزو نیروهای غنی کننده اورانیوم بود، وقتی که آقایان قبول کردند که سایتهای هستهای بسته شود و غنی سازی تعطیل شود، این بچه گویا 10 سال پیر شد و آثار یاس و ناامیدی در چهرهاش نمایان بود و میخواست از آنجا بیرون بیاید که به زور و سفارش من ماند. از او میپرسیدم که چرا با خودت این کار را میکنی که میگفت که ما صبح تا شب میرویم آنجا اما بیکاریم! هیچ کاری نمیتوانیم بکنیم.
پدر شهید احمدی روشن این موضوع را تلخترین خاطره خود از مصطفی عنوان کرد و افزود: وقتی غنیسازی اورانیوم شروع شد، گویا اینها بال و پر در آوردند و شهید مصطفی و چند تن از دوستانش شبانه روز برای این مردم کار کردند و خودم شاهد بودیم و این بچهها قسم خوردند 10 شبانه روز پشت دستگاههای سانتریفیوژ بدون اینکه بخوابند کار میکردند و بعضی مواقع پشت دستگاه خوابشان میبرد و میافتادند.
لینک مطلب: http://www.rajanews.com
شب گذشته، آقای حسن روحانی، یکی از کاندیداهای یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، در گفتگوی ویژهی خبری شبکه دو سیما، و در شرایطی کاملاً یکطرفه و در غیاب کسی که پاسخ ایشان را بدهد، فرصت را غنیمت شمرده، مطالبی را ادعا نمودند که دهان هر فرد آگاه و پیگیر مسائل سیاسی، از فرط حیرت باز میماند. البته زبان است و میتوان آن را به دلخواه چرخاند و مطالبی را گفت و... «کی به کیه؟!» اما گاهی اوقات مخاطب احساس میکند بعضیها یک جورایی به شعورش توهین میکنند. جا دارد صداوسیما نیز ـ همچنانکه خود آقای روحانی در برنامه گفت (نقل به مضمون) اگر در صداوسیما کسی بر علیه شخص دیگری ادعایی کرد، خوب است صداوسیما جانب عدالت را رعایت کرده، بلافاصله با آن شخص تماس گرفته و شرایط پاسخگویی را برای وی فراهم آورد ـ بلافاصله فرصت پاسخ به ادعاهای ایشان را ـ به خصوص در زمینهی پروندهی انرژی هستهای ـ به افراد ذیصلاح بدهد.
در هر صورت جهت روشن شدن گوشهای از حقایق و تذکر مکرر به طیف «ازمابهتران» که: عالیجنابان امت حزبالله آلزایمر سیاسی ندارد، در ادامهی مطلب توجه شما را به گفتگوی آقای ابوالفضل ظهرهوند، سفیر سابق ایران در ایتالیا جلب میکنم که حاوی نکاتی قابل تأمل و ارزشمندی است.